پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )

51

جنگهاى ايران و روم ( فارسى )

تهديدى به كشور آنان بود . 11 [ توصيهء قباد به ژوستينوس براى صلح و جانشينى خسرو و مجازات سوخرا سپهدار كل ايران ] ديرى نگذشت كه « آناستاسيوس » مرد و « ژوستينوس » « 1 » به جاى وى به امپراطورى انتخاب گرديد . ژوستينوس نخستين كارى كه كرد اين بود كه همهء بستگان و دوستان امپراطور سابق را با وجود آن‌كه عدهء آنها خيلى زياد بود و همه شاغل كارهاى مهم كشورى بودند ، از مشاغل خويش منفصل نمود و هر يك را به نوعى از كار طرد كرد . قباد چون وضع را چنين مشاهده نمود ، متوحش گرديد كه مبادا ايرانيها هم پس از مرگ او ، سلطنت را از خانوادهء وى منتزع سازند ، خاصه كه مىدانست انتقال سلطنت به هر يك از پسرانش به آسانى صورت نخواهد گرفت و مواجه با مخالفتهاى شديد خواهد شد ، زيرا قانون كشورى حق سلطنت را به پسر بزرگتر او « كاوس » مىداد ، اما خود قباد توجه و علاقه‌اى به وى نداشت و نمىخواست او را جانشين خويش سازد و همين مسأله موجب نقض قانون طبيعت و آئين ديرينهء كشور مىشد . پسر ميانهء او « جاماسب » « 2 » نيز بواسطهء كورى يك چشم از حق سلطنت محروم بود . زيرا مطابق قانون كسى كه نقصى در اعضاء بدن داشته باشد نمىتواند به پادشاهى ايرانيها انتخاب گردد . فقط پسر كوچكتر قباد « خسرو » كه مادر او خواهر « اسپهبد » بود ، مورد محبت و عنايت مخصوص پدر واقع شد و قباد مىخواست او را جانشين سازد ، ليكن چون مىديد كه ايرانيها بالاتفاق شجاعت و مردانگى « جاماسب » را مىستايند و او را به سبب اخلاق و صفات نيكويش دوست مىدارند ، ترسيد كه مبادا پس از او بر ضد « خسرو » قيام نمايند و گزندى جبران‌ناپذير به وى و به سلطنت ايران برسانند ، از اينرو پيش خود تدبيرى انديشيد كه با روميان از در صلح درآيد و به جنگ و كشمكش با آنها پايان دهد ، به شرط آنكه « ژوستينوس » امپراطور روم خسرو را به فرزندى قبول كند و در موقع ضرورت از وى حمايت

--> ( 1 ) - Justinus ( 2 ) - Zamer